پارادایم بازی!
(این مطلب پیش از این در نشریه ی سپید به چاپ رسیده است)
گاهی در بحثهای پزشکی، صحبت از گوناگونی پارادایمها میشود که این که ما میتوانیم پارادایم دیگری غیر از طب مدرن را انتخاب کنیم. من در این مجال کوتاه برآنم که با یک مثال نشان دهم که این سخن نادرست و تنها بازی با واژهی پارادایم است.
پارادایمها گزینههایی موازی و در کنار هم چیده شده نیستند که یکی را یا ترکیبی از چند تا را انتخاب کنیم و به کار بندیم. پارادایمها، بر حسب توان پاسخ دادنشان به پرسشها و مسائل، گاهی رو به زوال میروند، با پارادایمهای جدیدتر و منطبق با واقع جایگزین میشوند و پارادایم قبلی به تاریخ میپیوندد.
برای مثال، قرنها پارادایم غالب در نجوم چنین تعلیم میداد که زمین مسطح و مرکز عالم است و ماه و ستارهها و خورشید در مدارهایی دایرهای به دور زمین میگردند. ای پارادایمِ عالمگیر سرشار از ریزهکاریها و پیچیدگیهای علمی و فنی بود و کار تعیین سعد و نحس ایام و اوقات و زایچهی آدمیان را نیز کم و بیش بر عهده داشت.
اتفاقاً در بسیاری از موارد نیز سودمند میافتاد. هم قدرت پیش بینی داشت، چنان که تقویم دقیق و اعجاب آوری چون تقویم جلالی در همان پارادایم شکل گرفت و تا قرنها کسوفها و خسوفها پیش بینی شده بودند و هم گاه تعیین سعد و نحس ایام به واقع اصابتی عظیم میگرد و در روز سعد پادشاه پیروز از پیکار بازمیگشت.
قرنها گذشت تا خطاها و توجیهناپذیریها در محاسبات گردش افلاک و صدها واقعیت دیگر اختر شناسان را به پارادایمی جدید رهنمون گشت که در آن زمین کروی است و به دور خورشید میگردد و مدار گردش سیارات بیضی است و ....
این پارادایم دوم نیز البته از ضعف و شبهه و ابهام خالی نیست. اما:
۱- دو پارادایم قدیمی و جدید اخترشناسی دو گزینهی هم تراز نیستند. کسی نمیتواند بگوید که من پارادایم سنتی را انتخاب میکنم و زمین را مسطح و خورشید را چشمهای جوشان در آسمان چهارم و گردان به دور زمین و ..... به حساب میآورم. این صدالبته انکار عقل و علم آدمیان است و صد البته اخلاقی نیست.
۲- دو پارادایم فوق را "ترکیب" کردن هم نمیتوان. نمیتوان در محاسبات گاه زمین را مسطح دانست و گاه کروی.
۳- پارادایم جدید ساختن هم تعبیری نادرست است. انقلاب علمی و تحول پارادایم، درست مثل شکل گیری تمدنها نتایج غیر ارادی تحولات درازمدت در عالم علم و اندیشهی بشریاند و قابل مهندسی و پیش بینی نیستند. خصوصا این که پارادایم مدرن نه به خمودی و سترونی رسیده و نه رقیب فخیمی پیدا کرده است
در مورد پزشکی نیز تغییر پارادایم امری سلیقهای و تفننی نبود. و حالا هم پارادایمهای موازی برای انتخاب یا ترکیب در اختیار نیستند
این وبلاگ آوردگاهیست برای گفتگوی نقادانه و منصفانه دربارهی تقابل علم و اخلاق با شبه علم و خرافات. هر نظری که در این وبلاگ آورده می شود نظر شخصی نویسنده ی آن است و انتسابی به هیچ شخصیت حقیقی یا حقوقی دیگر ندارد.