ماجرای کودک نیوزیلندی و حکیم ایرانی
نمونه اول: کلیپی در فضای مجازی دست به دست میشود که در آن ادعا میشود که یک کودک نیوزیلندی دچار بیماری عجیب و غریبی بوده است و پزشکان نیوزیلند و آمریکا و اروپا در درمان او فروماندهاند. تا این که آن کودک از قضا با یکی از حکیمهای خودخوانده به اصطلاح طب سنتی آشنا میشود و جناب حکیم بیمار را با نسخهای خیلی ساده درمان میکنند. جالب این که دفتر و دستگاه جناب حکیم از سوی وزارت بهداشت حداقل به طور موقتی تعطیل شده است. در فیلم با افرادی که ادعا میشود والدین و بستگان آن کودک هستند مصاحبه میشود و آن ها ضمن ابراز شگفتی از حذاقت و طبابت این جناب حکیم خودخوانده، به اصرار میگویند (یا به فارسی ترجمه میشود که میگویند) که اگر چنین فرد زبدهای را اجازه نمیدهند در ایران کار کند، ما حاضریم که مقدمات کار او را در این سوی دنیا فراهم کنیم تا وجود چنین اعجوبهای هرز نرود و هدر نماند!!
نمونه دوم: یک سایت خبری معتبر که معمولا در زمینههای سیاسی و اجتماعی اخبار و تحلیلهای معقولی منتشر میکند و نسبتا قابل اعتماد است، وقتی به اخبار پزشکی میرسد، کاملا فرمانش را به بیراهه میگیرد و شبه علم را به جای علم به مخاطبانش تحویل میدهد. مخاطب وقتی که آن مطالب را میخواند، خیال میکند که خبر علمی میخواند، اما در واقع خیالپردازی هایی همین حکیمان خودخوانده یا مجعولات منسوخ و به افسانه پیوسته را تحویل میگیرد. اخبار پزشکی و سلامت (!!!) این سایت لبریز از کلماتی مانند سردی و گرمی و صفرا و سودا است. تلفیقی از جالینوس و ژول ورن و آل کاپون. یعنی علم منسوخ و تخیل فعال و فریبکاری ضداجتماعی.
از این نمونهها چه درسی میگیریم؟ این که هنگام نشر یک خبر (چه در کار خبری حرفهای و چه به عنوان یک شهروند فعال در شبکههای اجتماعی) و نیز هنگام خواندن یک خبر، تفکر نقاد خود را به کار بگیریم.
وقتی یک فیلم یا کلیپ یا متن یا خبر را میخوانیم، از خودمان بپرسیم که آیا این اثر، مستندات کافی برای مراجعه و اطمینان از مستند و معتبر بودنش را در اختیار میگذارد؟ مثلا آیا همان کلیپ آیا هیچ اسم و رسم و منبع مستقلی را معرفی میکند تا با مراجعه به آن(ها) صحت آن ماجرا را راستی آزمایی کرد؟ آیا آن خبری که مثلا درباره فواید گلابی در درمان ثقل سامعه منتشر شده است، به کدام مستند (کارآزمایی بالینی یا مرور سامانمند یا ...) استناد میکند؟ آیا به جایی ارجاع میدهد؟ اگر چنین است، آیا مرجع مربوطه یک مرجع معتبر است یا یکی از بیشمار سایتهایی که به انگلیسی یا فارسی مطالب بی بنیاد و بی اعتبار را منتشر میکنند و تحویل به قول مولانا «ساده دلان پیچ پیچ» میدهند؟
خواندن، نشر، و همرسانی خبر و مطلب در شبکههای خبری و اجتماعی اخلاق خود را دارد. یکی از اصلیترین اصول این اخلاق، پایبندی که بازبینی محتوا از نظر اعتبار تا حد ممکن است. و اگر مطلبی غیرمعتبر باشد، غیراخلاقی است که با نشر آن به شارلاتانیسم و شبه علم، بی مزد و منت خدمت کنیم و یاری برسانیم.
نمونه دوم: یک سایت خبری معتبر که معمولا در زمینههای سیاسی و اجتماعی اخبار و تحلیلهای معقولی منتشر میکند و نسبتا قابل اعتماد است، وقتی به اخبار پزشکی میرسد، کاملا فرمانش را به بیراهه میگیرد و شبه علم را به جای علم به مخاطبانش تحویل میدهد. مخاطب وقتی که آن مطالب را میخواند، خیال میکند که خبر علمی میخواند، اما در واقع خیالپردازی هایی همین حکیمان خودخوانده یا مجعولات منسوخ و به افسانه پیوسته را تحویل میگیرد. اخبار پزشکی و سلامت (!!!) این سایت لبریز از کلماتی مانند سردی و گرمی و صفرا و سودا است. تلفیقی از جالینوس و ژول ورن و آل کاپون. یعنی علم منسوخ و تخیل فعال و فریبکاری ضداجتماعی.
از این نمونهها چه درسی میگیریم؟ این که هنگام نشر یک خبر (چه در کار خبری حرفهای و چه به عنوان یک شهروند فعال در شبکههای اجتماعی) و نیز هنگام خواندن یک خبر، تفکر نقاد خود را به کار بگیریم.
وقتی یک فیلم یا کلیپ یا متن یا خبر را میخوانیم، از خودمان بپرسیم که آیا این اثر، مستندات کافی برای مراجعه و اطمینان از مستند و معتبر بودنش را در اختیار میگذارد؟ مثلا آیا همان کلیپ آیا هیچ اسم و رسم و منبع مستقلی را معرفی میکند تا با مراجعه به آن(ها) صحت آن ماجرا را راستی آزمایی کرد؟ آیا آن خبری که مثلا درباره فواید گلابی در درمان ثقل سامعه منتشر شده است، به کدام مستند (کارآزمایی بالینی یا مرور سامانمند یا ...) استناد میکند؟ آیا به جایی ارجاع میدهد؟ اگر چنین است، آیا مرجع مربوطه یک مرجع معتبر است یا یکی از بیشمار سایتهایی که به انگلیسی یا فارسی مطالب بی بنیاد و بی اعتبار را منتشر میکنند و تحویل به قول مولانا «ساده دلان پیچ پیچ» میدهند؟
خواندن، نشر، و همرسانی خبر و مطلب در شبکههای خبری و اجتماعی اخلاق خود را دارد. یکی از اصلیترین اصول این اخلاق، پایبندی که بازبینی محتوا از نظر اعتبار تا حد ممکن است. و اگر مطلبی غیرمعتبر باشد، غیراخلاقی است که با نشر آن به شارلاتانیسم و شبه علم، بی مزد و منت خدمت کنیم و یاری برسانیم.
+ نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین ۱۳۹۶ ساعت 19:34 توسط کیارش آرامش
|
این وبلاگ آوردگاهیست برای گفتگوی نقادانه و منصفانه دربارهی تقابل علم و اخلاق با شبه علم و خرافات. هر نظری که در این وبلاگ آورده می شود نظر شخصی نویسنده ی آن است و انتسابی به هیچ شخصیت حقیقی یا حقوقی دیگر ندارد.